تعمیق شکاف در اپوزیسیون؛ بحران واگرایی و چالش همگرایی
✍️ بهروز قربانی | ۵ می ۲۰۲۶
اپوزیسیون جمهوری اسلامی از ابتدا نیز یکدست نبوده و تنوع دیدگاهها در آن امری طبیعی محسوب میشود. اما آنچه در سالهای اخیر به یک بحران تبدیل شده، نحوه مدیریت این اختلافات و ناتوانی در ایجاد گفتوگوی سازنده میان جریانهای مختلف است.
در بسیاری از موارد، اختلافنظرها به جای تقویت گفتمان سیاسی، به تقابلهای هیجانی و حذفگرایانه تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که معیار ارزیابی افراد نه میزان تأثیرگذاری آنان، بلکه نزدیکی فکری به یک جریان خاص شده است.
دوگانههای مخرب در اپوزیسیون
تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، بهویژه تنشهای نظامی، شکافهای موجود را تشدید کرده است. دوگانه «حمایت یا مخالفت با اقدام نظامی» به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شده و بخش زیادی از انرژی رسانهای و سیاسی اپوزیسیون را به خود اختصاص داده است.
این در حالی است که موضوعات مهمتری مانند افزایش اعدامها، سرکوب سیستماتیک و نقض گسترده حقوق بشر، به حاشیه رانده شدهاند.
بحران نگاه مطلقگرایانه
یکی از عوامل اصلی تعمیق این شکافها، نگاههای مطلقگرایانه است؛ جایی که هر جریان خود را حامل حقیقت نهایی میداند و دیگران را فاقد اعتبار تلقی میکند. این رویکرد، امکان هرگونه همافزایی و همکاری را از بین میبرد.
در چنین فضایی، شکلگیری دوگانه «خودی و غیرخودی» در میان اپوزیسیون، به تضعیف انسجام و کاهش اثربخشی فعالیتها منجر شده است.
پرسشهای اساسی
در شرایط کنونی، پرسش اصلی این است که مبنای همگرایی چیست؟ آیا باید بر یکسانسازی کامل دیدگاهها تأکید کرد یا بر اشتراک در اهداف کلان مانند گذار از حاکمیت اقتدارگرا و استقرار حاکمیت قانون تمرکز داشت؟
پاسخ به این پرسش میتواند مسیر آینده اپوزیسیون را تعیین کند. بدون بازنگری در رویکردها و اولویتها، اختلافات فعلی به عاملی برای فرسایش بیشتر تبدیل خواهد شد.
#اپوزیسیون
#ایران
#حزب